مکان : مرکز همایش های برج میلاد / زمان :25 اسفند ماه
با اجرای آهنگ های معروف : اگه عشق منی ، جهنم ، دست خودت نیست ، لاف عاشقی ، ایران و ... به همراه قطعات آلبوم تو راست میگی
با حضور بزرگان موسیقی پاپ و ستارگان سینما و تلویزیون
چگونگی رزرو بلیط در ادامه مطلب...
در پایان رویایی سال 1389 به استقبال بزرگترین کنسرت بابک جهانبخش میرویم ...
" جمعه 27 اسفند 1389 "
" سالن اصلی برج بزرگ میلاد تهران "
با اجرایی فوق العاده از جدیدترین آلبوم خود برای اولین بار در ایران !!!!
اطلاع از قیمت بلیط ها و چگونگی رزرو آن در ادامه مطلب...

ترانه ی وطن من به عنوان نخستین اثر با همکاری اعضای گروه با نگاه هموفونیکی و پولیفونیکی ساده در حال تهیه و ضبطه. به زودی این ترانه رو برای دانلود در این وبلاگ قرار میدیم.
پویان پور فلاح پیانو
رضا زارع خواننده
ساینا تقوی نژاد خواننده
حامد رحیمی فر تار ، تارباس
مهران غلامی تار ، تارباس
پدرام جباری تار ، تارباس
مصطفی حمیدیان ویلون
فیاض بزرگزاده دف
مهداد مدنی تمبک
اگر از علاقمندان به موسیقی های آرام و دلنشین هستید و یا در حالتی غمگین قرار داشته و نیاز به موسیقی سوزناکی دارید ،ممکن است تا کنون آهنگ راز عشق را شنیده باشید که بارها در برنامه های مختلف رادیو و تلویزیون پخش شده است.این اثر بسیار زیبا و بی نظیر کاری است از نیکوس هاتزوپولوس (Nicos Hatzopoulos) آهنگساز و نوازنده به نام یونانی که تخصص اصلی او در نواختن ویولن است. نیکوس که به تلفیق موسیقی شرق و غرب با سبک جدید مشهور است همیشه در کارهای خود از ریتمی سوزناک استفاده می کند که این امر در اکثر ساخته های او کاملا مشهود است.
بهترین اثر وی با نام " راز عشق " تا کنون توانسته در اکثر آلبوم های موسیقی بدون کلام پخش شده در سطح بین المللی قرار گرفته و رتبه بسیار قابل قبولی را در بین مخاطبان و دوستداران به موسیقی بی کلام به خود اختصاص دهد و جایگاه ویژه ای را در اکثر کشورها به ویژه خاورمیانه به خاطر نزدیکی به سبک موسیقی محلی این منطقه داشته باشد.
دانلود در ادامه مطلب...
پیمان خازنی آهنگساز آلبوم موفق «شوخی» که تلفیقی از تار و پیانو است، در گفتگو با خبرآنلاین از این آلبوم، سبک کار خود و دلایل موفقیت آن میگوید.
پیروزه روحانیون- این روزها اخباری از انتشار آلبوم شماره یک «چکاوک» اثر پیمان خازنی به گوش می رسد. این در حالی است که «شوخی»، اولین آلبوم این آهنگساز در مدت کمتر از شش ماه به انتشار دوم رسیده و در دنیای موسیقی دوستان طرفداران بسیاری پیدا کرده است. «شوخی» تلفیقی از تار و پیانو است.
پیمان خازنی، از پنج سالگی سه تار و از هفت سالگی تار می نوازد. از هشت سالگی هم شاگرد استاد کیوان ساکت بوده و تا به حال با ارکسترهای متعددی چون ارکستر ملی جوانان، ارکستر وزیری و ارکستر رادیو همکاری داشته است.
او در گفتگو با خبرآنلاین از «شوخی» و سبک کارش در این آلبوم می گوید. خازنی معتقد است موسیقی تلفیقی نوعی رشد و پیشرفت در موسیقی سنتی محسوب میشود و نوع استفاده از ساز تار در این آلبوم تجربه جدیدی است و البته همین تجربه متفاوت علت موفقیت و جذابیت این اثر بوده است.
آلبوم شوخی در فاصله کمتر از شش ماه به انتشار دوم رسید، با توجه به گسترش دانلود آلبوم های موسیقی از طریق سایت های اینترنتی، انتشار غیرقانونی آلبوم ها و وجود نداشتن قانون کپی رایت در کشور ما چطور این آلبوم به انتشار دوم رسیده است؟
ببینید تیراژ آلبوم های موسیقی در ایران بالا نیست. در انتشار اول این آلبوم که حدود پنج ماه پیش بود، 1000 نسخه از آن وارد بازار موسیقی شد. اگر این تعداد را در نسبت با جمعیت ایران مقایسه کنید، می بینید که خیلی هم کم است. طبق آماری که ما داریم در این مدت بیشتر از 10 هزار نفر «شوخی» را دانلود کردند و خوب طبیعی است که از بین این جمعیت 1000 نفر هم آلبوم را خریداری کرده باشند و آلبوم به انتشار دوم رسیده باشد.
اما شما فرمودید تیراژ بیشتر آلبوم های موسیقی همین تعداد است، ولی خیلی از آلبوم های موسیقی به تیراژ دوم نمی رسند. به خصوص که کار شوخی موسیقی بی کلام است و این موسیقی معمولا طرفداران کمتری دارد.
من روی آلبوم «شوخی» 10 سال کار کردم و برایش زحمت زیادی کشیدم. به جرأت می توانم بگویم این کار در موسیقی ایران و به خصوص در تارنوازی حرف جدی دارد و گامی نو در تارنوازی ایران است. من در این کار با تفکر بیشتر و کار متمرکزتر، ظرافت های موسیقی تلفیقی را بیشتر نشان بدهم. این اثر بسیار مورد توجه قشر روشنفکر و جوان قرار گرفت چون آن ها به ظرافت ها بسیار اهمیت می دهند و در این آلبوم به ظرافت های موسیقی بسیار توجه شده است.
در قطعات «شوخی» بیشتر به موسیقی سنتی ایران توجه داشتید یا موسیقی مدرن؟
در واقع هرکدام از قطعات این آلبوم یک شخصیت دارند. مثل قطعه شوخی که ریتم تند و حرکات تند موسیقی شمال اروپا را در خود دارد. یا در قطعه هفتم «شوخی» نوعی موسیقی به کار رفته که به لحاظ فرمی کاملا منسوخ شده است و در دسته موسیقی های کلیسایی قرار دارد. در قطعه «تارنتلا» هم از یک رقص اصیل ایتالیایی برداشت شده و من از فرم آن برای ساخت این قطعه تأثیر گرفتم.
شما چه تعریفی از موسیقی تلفیقی دارید؟
به نظر من موسیقی تلفیقی در کنار هم قرار دادن دو یا چند فرهنگ است که بتوانند در یک هدف و راستا با هم حرکت کنند به نحوی که زیرشاخه های فرهنگی و هنری هیچکدام از بین نرود. در حقیقت تلفیقی صحیح و درست است که ریشه های فرهنگی و هنری حفظ شود.
آیا قطعه های «شوخی» را می توان در گروه موسیقی های تلفیقی محسوب کرد؟
بله، در واقع من سعی کردم در تهیه قطعات آلبوم «شوخی» به موسیقی اقلیت توجه کنم؛ موسیقی هایی که کمتر مورد توجه قرار می گیرد یا در شرف فراموشی است. برای همین پیانو را با تار همراه کردم و برای موسیقی جاز از پیانو استفاده کردم. می توانم بگویم من اولین نفری هستم که این نوع تلفیق را ایجاد کرده است.
ببینید تار در این آلبوم تجربه های جدیدی را امتحان می کند و شاید به خاطر همین است که توانسته تأثیرگذار باشد؛ چون تجربه های جدید به دلیل متفاوت بودنشان همیشه جذاب هستند. اما این جذابیت الزما باعث ماندگاری اثر نمی شود و اثری قابلیت ماندگاری دارد که در گذر زمان باز هم تأثیرگذاری خود را حفظ کند. در واقع «شوخی» در حکم یک نظریه است که به جامعه ارائه شده است. حالا این نظریه می تواند از سوی جامعه رد شود یا پذیرفته و به یک تئوری تبدیل شود.
اما برخی از استادان موسیقی اصیل و سنتی ما با این تلفیق ها مخالف هستند و عقیده دارند اصالت هنر سنتی را از بین می برد.
اصلا زیبایی هنر هم به همین است که عده ای یک اثر را می پذیرند و از آن استقبال می کنند و عده ای با آن مخالفند. ببینید ما در هنر استاندارد نداریم چون اساسا هنر یک امر سلیقه ای است و سلیقه ها معیارهای انتخاب آثار هنری هستند نه استانداردهای مشخص. من به استادان هنر سنتی کاملا احترام می گذارم اما معتقدم اگر قرار باشد مطلق نگر باشیم هیچوقت در هیچ چیز پیشرفت نخواهیم کرد.
متأسفانه جامعه سنتی ما در برابر جامعه مدرن قرار گرفته و در مورد موسیقی تلفیقی همیشه این برخوردها وجود داشته است. ببینید به نظر شما چرا عده زیادی از جوانان امروز دیگر به موسیقی سنتی علاقه ندارند و موسیقی پاپ و راک را ترجیح می دهند. من فکر می کنم ما به خاطر مطلق نگری هایمان عنصر خلاقیت و جذابیت را از کارهایمان حذف کردیم و به همین خاطر کارهایمان دیگر نمی تواند پاسخگوی نیازهای نسل نو باشد. زمانی که ما بایستیم و چیزی را مطلق بپذیریم، آن روز روز سقوط ما است. در هر صورت هنر راه خودش را باز می کند و پیشرفت می کند. پس ما هم باید دنبال پنجره های نو باشیم.
از کار جدیدتان چه خبر؟
مجموعه اول «چکاوک» به زودی وارد بازار موسیقی می شود و فکر می کنم این کار هم جذابیت های خاص خودش را داشته باشد. من در چکاوک سعی کردم به شیوه برنامه رادیویی گل های رنگارنگ کار کنم ولی با نگاه جدید. چکاوک تلاشی است برای جذب بیشتر جوانان به موسیقی سنتی و اصیل ایرانی.
امسال در جشنواره موسیقی فجر شرکت می کنید؟
نه، راستش علاقه زیادی به شرکت در جشنواره امسال ندارم.
چرا؟
چون به نظر من در سال های اخیر در قضاوت ها کمی غرض ورزی و بی انصافی وجود دارد و به لحاظ مالی هم برای ما توجیه ندارد. چون جشنواره حتی هزینه ایاب و ذهاب گروه را هم تأمین نمی کند. ضمن این که من معتقدم در شرایط کنونی فضای روحی و روانی جامعه آماده حضور در کنسرت نیست؛ به همین خاطر کنسرت آبان ماه مان را هم لغو کردیم چون دست و دل خودمان هم به کار نمی رفت.
خوشتان بیاید یا نه دور دور موسیقی تلفیقی یا همان فیوژن است. ممکن است دلتان بخواهد گوشتان را همچنان به همان صداهای آشنایی که عمری است دارید میشنوید بسپارید و روز و شبتان همینجور تکراری بگذرد، اما میتوانید گوش موسیقاییتان را تربیت کنید تا به شنیدن صداهای متنوعتر عادت کند. اگر معلم خوبی باشید یا در واقع موسیقی تلفیقیهای درست و حسابی برای گوشتان پخش کنید، میتوانید امیدوار باشید که میشود از آن بینهایت هم لذت برد.
باور کنید بخواهید یا نخواهید هنرمند محبوبتان-هرکس میخواهد باشد فرقی نمیکند- اگر تا الان تن به ساخت یا اجرای موسیقی در حال و هوای تلفیق نداده، از این به بعد خواهد داد. چارهای ندارد، مگر اینکه آدم خلاقی نباشد و فوبیای تازگی و تجدد داشته باشد.
میدانم اگر مخالف موسیقی تلفیقی هستید الان حرصتان گرفته و میگوئید هر کسی که از راه می رسد گیتار را کنار تار قرار میدهد و اسم موسیقیاش را میگذارد موسیقی تلفیقی و یک مشت طرفدار هم پیدا میکند.
اشکال ندارد، سالهاست این حرف سردستی، دهان به دهان بین مخالفان موسیقی فیوژن میگردد. همیشه هم جواب یکی بوده است: اگر شناخت درباره موسیقیهای مختلفی که در یک اثر تلفیقی وجود دارد از جانب نوازندگان و آهنگسازان آن اثر در کار نباشد حق با شماست.
اما رشد چشمگیر گروههای موسیقی تلفیقی و فروش بالای آلبومهایشان نشان از این دارد که اتفاقا این گروهها نه تنها موفق شدهاند و برای خودشان کلی طرفدار در همه جای دنیا دست و پا کردهاند، بلکه الان در ردهبندیها و نظرسنجیهای مختلف هم رتبههای اول در دستشان است. چه گرمی، چه اسکار، چه نظرسنجی مجلات معتبر و...
واقعیت این است که خلاقیتی که در آثار موسیقی تلفیقی به چشم میخورد، در دیگر موسیقیها وجود ندارد و تازگی و طراوتی که ناشی از همنشینی سازهای غیرهمسان است انرژی بالاتری را در مقایسه با گروههای معمولی تک-ژانر آزاد میکند. موسیقی تلفیقی به شما اجازه میدهد تا خودتان هر برداشتی را که دلتان میخواهد از موسیقی پیدا کنید. شاید یکی از دلایلی هم که روز به روز به تعداد گروههای موسیقی تلفیقی چه در ایران و چه در دنیا اضافه میشود همین آزادی باشد.
من که باید هرچند وقت یکبار موسیقی جادویی فیلم «بابل» - که از بهترین نمونههای موسیقی تلفیقی این سالهاست- یا «کاروان» کورونوس کوارتت را گوش بدهم تا احساس کنم هنوز هم اصوات خوش در دنیا وجود دارد. پیشنهاد میکنم از پیلهتان بیرون بیائید و اجازه بدهید هدفونتان صدای دنیا بدهد نه فقط صدای یک تکه از خاکش را.
تهیه و تولید موسیقی تلفیقی و آثار مشترک موسیقایی از جمله مسائلی است که در کشور ما به آن کمتر پرداخته شده است. عوامل متعددی در این خصوص وجود دارد که از آن جمله میتوان به مشکلات سیاسی، کپیرایت و نبود شناخت درست نسبت به موسیقی ایران و نبود حامی مالی اشاره کرد. در کنار این موارد نبود درک درست و دقیق از تلفیق موسیقی فرهنگها از دیگر موضوعاتی است که باید به آن توجه ویژه داشت. نمونههایی از موسیقی تلفیقی که در این حوزه تهیه شدهاند، آثار ارزشمندی نیستند. مثلاً در مواردی که سهتار و طبلا هندی به صورت مشترک اجرا شده است همخوانی بین دو ساز وجود ندارد و هر کدام با ساختار مخصوص به خود، نواخته شدهاند.
در واقع یک همجواری بدون ترکیب مشترک انجام میشود. در موسیقی تلفیقی که گاهی در ایران هم تولید میشود، متأسفانه دو عنصر با هم ترکیب نمیشوند بلکه نوازنده ایرانی در کنار نوازنده خارجی تنها به شکل فیزیکی حضور دارد و ساز میزند. از ترکیب دو عنصر باید یک عنصر جدید به دست آید اما در موسیقی تلفیقی که گاهی در ایران تولید میشود، این اتفاق نمیافتد. یکی دیگر از عوامل این تلفیق نادرست عدم شناخت نسبت به سایر فرهنگهای موسیقایی در ایران است.
شواهد تاریخی نشان میدهد، در فرهنگ ایران مردم همیشه از عناصر نو و مدرن پیروی میکنند. مثلاً در انقلاب مشروطه تغییرها و بحرانهایی که در ادبیات افتاد با حمایت مردمی مواجه شد. اگرچه همه اقشار از این اتفاق حمایت نکردند، اما همیشه عدهای بودند که از جریانهای اینچنینی حمایت کنند. علاوه بر این در سال 1940 این اتفاق در حوزه ادبیات و هنرهای تجسمی هم افتاد. جنبشهای متفاوتی مانند «خروس جنگی» و یا «جیغ بنفش» روی داد و مردم حمایت خود را از رخداد اعلام کردند.
اما یکی از بزرگترین دلایلی که موسیقی ایران نتوانسته وارد فرهنگهای دیگر شود، این است که ایران هیچ گاه به طور جدی مستعمره نبوده است. کشور ما در دورههای مختلف مورد هجوم کشورهای متعددی قرار گرفته است ولی هیچ گاه مثل هند، الجزایر و مصر تحت استعمار جدی نبوده است. آنچه مشاهده میشود این است که موسیقی عربی یا هندی توانسته در دنیا جایگاه ویژهای پیدا کند چراکه آنها به دلیل مستعمره بودن توانستند به کشورهای غربی متصل شوند اما ایران در هیچ دورهای در چنین شرایطی قرار نداشته است و همیشه حصاری دور آن کشیده شده و به همین دلیل نتوانسته به دیگر فرهنگها رسوخ کند و در کنار آن شناختی هم نسبت به دیگر فرهنگها پیدا کند. به همین دلیل میتوان گفت ساختار موسیقایی ایران نتوانسته با ساختار موسیقایی دیگر فرهنگها همخوانی پیدا کند.
اما خوشبختانه این بحران در حال شکسته شدن است هنرمندانی توانستهاند موسیقی ایرانی را به سایر کشورها معرفی کنند. ایران موقعیت خاصی در خاورمیانه دارد، موقعیتی که ایران را از همه کشورهای خاورمیانه مهمتر کرده و به همین دلیل همیشه یک توجه خاصی به آن شده است. در عین حال ایران هم به خاطر این موقعیت ویژه همیشه یک موضع خاص نسبت به سایر کشورها دارد و این مشکل سیاسی اجازه نمیدهد فرهنگ ایران به راحتی به دیگر کشورها راه پیدا کند. اما این نکته حائز اهمیت است که این موسیقیدان است که سلیقه مخاطب را شکل میدهد در واقع مخاطب از خود سلیقهای ندارد و به تبع آنچه میشنود ذائقه شنیداریاش تغییر میکند و اگر هنرمند شناخت درستی از فرهنگ ملتها داشته باشد میتواند بر اساس این شناخت اثری ارزشمند تهیه و به مخاطب ارائه دهد. ( نظر فراموش نشه )




.gif)



آمار
وبلاگ: